میتونم باهات رو راست باشم؟
از این سوال خامی و بی تجربگی میباره.
ولی باشه، گیریم تو نخوای قوی باشی.
اما…
میخوای دیگران ازت سواستفاده نکنن؟
میخوای به عنوان یه انسان بهت احترام بذارن؟
میخوای بدونی وقتی کسی کوچکترین احترامی هم برات قائل نیست چیکار کنی؟
و شایدم… بخوای به یک سری اهداف مشخص برسی.
یا نمیخوای یه رابطه عاطفی دو طرفه داشته باشی؟
پس به قدرت و استراتژی های اجتماعی نیاز داری دوست من.
ببین حتی اگه دنبال محافظت از خودت، داشتن یه حس امنیت و تضمین آزادی هستی به این آموزشات نیاز داری.
قبل از اینکه طرز فکرهای رشد و پیشرفت رو یاد بگیرم، غرورم اینارو تو ذهنم کرده بود:
من به اندازه کافی درمورد قدرت اطلاع دارم که به اهدافم برسم.
به قدرت علاقه ای ندارم.
کارای مهمتری واسه انجام دادن دارم.
ولی ریشه این افکار این بود که من نمیخواستم و ترسوبودم ازاینکه قدم بذارم در راه پیشرفت.
از آشنایی با این مسیر طولانی وحشت داشتمو از اینکه شجاعت یادگیری نکات چالش بر انگیزو نداشتم میترسیدم.
بخش دردناکش این بود که باید تسلیم نیمه تاریکم میشدم. یعنی مهم نبودنم در زندگی رو قبول میکردم.
وقتی بیشتر روی ذهنم کار کردم، دلو زدم به دریا. و هیچوقت پشیمون نیستم از اینکه تصمیم گرفتم بیشتر در مورد قدرت بدونم.
با اینکار هم ارزش خودم بیشتر شد. هم ارزش آدمای اطرافم.
معتقدم دنیا جای بهتری میشه اگه آدما این علمو یاد بگیرن.