محتوای دوره
پروژه قدرت
درباره درس

روش های خود ترفیعی با رییس

  1. کارتو آهسته انجام بده

سریع بودن خیلی خوبه. اما اگه خیلی سریع باشی، ممکنه رییس فکر کنه کار بیش از حد برات آسون بوده و نتایجت کمتر به چشم میاد.

باید طوری کارتو انجام بدی که رییس سرعتتو بذاره پای مهارتت نه آسون بودن کارت. یکی از راهکارها اینه که وقتی کار تموم شد، از سختی ها و چالش های کارت داستان بسازی مثلا:

رییس کارم تموم شد. اطلاعات کافی در دسترس نبود پس از فلانی سوال کردم. بازم یه سری اعداد و ارقام جا مونده بود اما خوشبختانه تونستم با فلانی قرار بذارم و داده های کافی رو ازش بگیرم. اینم نتیجه نهایی خدمت شما…

  • دستاورد هات رو به رخ بکش

فرض کن جمله زیر رو بگی:

پروژه با بودجه مورد نظر تکمیل شد. خیلی زودتر از موعد.

رییست احتمالا با خودش میگه چقدر خوب. اما فرض کن جمله زیر رو بهش بگی:

صبح بخیر رییس. دیشب برنامه اجرا شد. پروژه زودتر از موعد تکمیل شد. اگه بخوام دقیقتر بگم، یک هفته زودتر. نه تنها زودتر تموم شد بلکه هزینه ش از بودجه موردنظر بالاتر نرفت. بعلاوه کیفیت کار هم همونطوری بود که انتظار میرفت.

 

حالا رییست با خودش میگه خب زودتر از موعد که تموم شده. از بودجه هم که بیشتر خرج نکردن. کیفیت کار هم که خوب بوده. پس دمشون گرم.

وقتی دستاوردهات رو بیان میکنی بیشتر روی فرد مقابل تاثیر میذاره.

 

 

  • مثبت حرف بزن

به جای اینکه بگی “نتونستم هزینه رو زیر بودجه نگه دارم”

بگو “پروژه به موقع تموم شد. یه کم بیشتر از بودجه خرج برداشت.”

 

یا به جای اینکه بگی ” کاش قبل از اینکه فلانی رو استخدام میکردیم یکم بیشتر درموردش تحقیق میکردم”

بگو “درسته که ثابت کرد واسه اینکار مناسب نیست ولی عوضش فهمیدیم واقعا چه کسایی رو میخوایم”

یا به جای اینکه بگی “حق با شماست. من به درد اینکار نمیخورم. ویژگی هایی که شما مدنظرتونه رو ندارم.”

بگو “درسته، شاید همه ویژگی هایی که لیست کردید رو نداشته باشم اما شما دنبال یه آدمی میگردید که توی این کار تجربه داشته باشه مگه نه؟ و همونطور که میدونید من این تجربه رو دارم.

  1. نذار اشتباهاتت رو ببینه

خود ترفیعی یعنی نشون بدی که چقدر خوبی و در عین حال گند هایی که میزنی رو مخفی کنی. این جمله رو آویزه گوشت کن: اشتباهی که رییست ندیده باشه، اشتباهیه که وجود نداره.

یعنی اگه رییست اشتباهتو نبینه مثل اینه که اصلا اون اشتباه رو مرتکب نشدی.

  • اشتباهات رو عمومیت بده، تقصیر رو بنداز گردن عوامل خارجی

فرض کن رییست این سوال رو ازت میپرسه: چرا پروژه رو سر موعد تحویل ندادی؟

اگه تو مدیر پروژه باشی، واکنش طبیعی اینه که میخوای توضیح بدی کجای کار رو اشتباه کردی.

اما یه لحظه دست نگه دار. دلایل زیادی وجود داره که پروژه سر موعد آماده نشده، دلایلی که تقصیر تو نیست. و جوابت باید همین باشه. مثلا:

“آره خودمم ناراحتم که نتونستم مثل سابق پروژه رو سر وقت تحویل بدم. برای این تاخیر دو تا دلیل وجود داشت اول از همه اینکه فلانی وقتی بهش نیاز داشتیم کشید کنار. و دوم…”

خب حالا که تقصیر رو انداختی گردن عامل خارجی، در ادامه نشون بده که مسئولیت پذیر هم هستی:

“و اما درمورد خودم، من اشتباه کردم. وقتی به کسی که نباید بیش از حد اعتماد کردم. اما کاریه که شده. اشتباهاتم رو میدونم و دوباره تکرار نمیشه. از امروز به بعد مدیر پروژه بهتری هستم و شما یه فرد بهتر در تیمتون دارید.”

مردم به کسایی که اشتباهاتشون رو گردن میگیرن احترام میذارن. اما یادت باشه که فقط تو مسئول نیستی و باید عوامل دیگه رو هم معرفی کنی.

 

 

  1. کارت رو چشمگیر تر کن

اگه یه کار خوب تو چشم نباشه مثل اینه که اصلا انجام نشده.

کلا کارایی که توی یه شرکت انجام میشه رو به ۴ دسته میشه تقسیم کرد:

 

  1. کاری که نه مهمه نه توی چشم: اگه توی چنین کاری هستی حواست باشه خرابش نکنی تا توجهات منفی به سمتت جلب نشه اما در همزمان تلاش کن تا هر چه سریعتر از این جایگاه بیای بیرون چون هیچ آینده ای نداره.
  2. کاری که مهم نیست ولی توی چشمه: اگه با آدمای زیادی معاشرت داری و کارت تو چشم رییسه بهترین فرصته که شبکه سازی کنی و اسمتو بندازی سر زبونا. واسه خودت اسم و رسم درست کن با یه سابقه درخشان که از پس هر کاری برمیای. بعد از تو چشم بودنت استفاده کن و از رییست بخواه کارای سختتر بهت بده. مهارت های اجتماعی و هوش سیاسی اینجا حرف اول رو میزنه تا بتونی نهایت استفاده رو از چشمگیر بودن کارت ببری. منشی رییس چنین جایگاهی داره. واسه همینم هست که منشی ها خیلی راحت میتونن پیشرفت کنن و احتمالا تو محل کار شما هم داستان منشی هایی که از عرش به فرش رسیدن سر زبوناس.
  3. کارت مهمه ولی توی چشم نیست: جایگاه بدی نیست. میتونی خیلی چیزا ازش یاد بگیری و راههایی پیدا کنی تا بیشتر کارت رو ببینن. مثلا اگه کارت بررسی انتقادات و پیشنهادات مشتری هاست، میتونی همشونو جمع کنی و برای هر بخش دستور العملی تهیه کنی که کارمندا چجوری باید رفتار کنن. فقط اول چیزای خوبش رو بنویس تا واسه خودت دشمن درست نکنی.
  4. کارت هم مهمه هم توی چشم: بهترین جایگاهی که میتونی داشته باشی. تمرکزت رو بذار روی اینکه خرابکاری نکنی.

 

 

 

ایجاد فرصت

  1. تکنیک آسانسوری

تکنیک آسانسوری یا ارائه آسانسوری یعنی بتونی خودتو خیلی سریع و مختصر و مفید معرفی کنی. باید طبیعی باشه، ولی فقط به این خاطر که بارها و بارها تمرین و تکرارش کردی.

معرفی باید موارد زیر رو شامل بشه:

  • چه کارایی تا الان کردی
  • الان چیکار میکنی
  • و مهمتر از همه هدفت در آینده چیه

از سابقه ت بگو و اینکه چطوری قراره در رسیدن به هدف کمکت کنه.

بعدش استپ بده. اگه فردی که براش سخنرانی کردی بتونه کمکت کنه، ممکنه یه پیشنهاد عالی بهت بده که مسیر زندگیت عوض شه. اگه اینطوری نشد اشکالی نداره. حداقل اسمتو سر زبونا انداختی و با این روش خودتو ترفیع دادی. حتی در بدترین حالتش هم سود کردی چون به دیگرون اعتماد به نفس و جاه طلبیت رو نشون دادی.

  • آسانسور رو نگه دار: برخورد هایی که فرصت ایجاد میکنن

آدمای باهوش هیچی رو به شانس واگذار نمیکنن. و از فرصت های بادآورده هم نهایت استفاده رو میکنن. مثلا اگه میخوان با خانمی سر صحبت رو باز کنن و طبیعی به نظر بیاد، با احتیاط سرعتشونو کم و زیاد میکنن تا بهش برسن. یا خیلی طبیعی میرن چیزی رو چک میکنن که کنار اون خانمه.

یکی از تکنیک هایی که خودم استفاده میکنم، در مواقعی که منتظر فرصتم، اینه که گوشیمو میذارم در گوشم و تظاهر میکنم دارم با کسی حرف میزنم. این کار خیلی بهتر از اینه که سرت تو گوشی باشه یا فقط دور و برو نگاه کنی، بخصوص اگه سرکاری، چون اینطوری بقیه فکر میکنن آدم از زیر کار دربرو و تنبلی هستی. اما وقتی با کسی تماس گرفتی، اینطور به نظر میاد که داری کار مهمی رو انجام میدی.

منظور از نگه داشتن اسانسور اینه که خودتو برسونی به فرصت. مثلا با سوژه مورد نظر همزمان وارد ساختمون شی یا وقتی تو کافه نشسته بری کنارش. یا حتی آب خوردن زیاد و دستشویی رفتن هم میتونه یه تکنیک باشه اگه میخوای واسه دیدن رییس برنامه ریزی کنی.

  1. تکنیک آشپزخونه

تاحالا شدی یکی از بالادستی هاتو توی آشپزخونه یا بغل آب سرد کن ببینی و باهات حال و احوال کنه؟ یه آدم عادی در چنین شرایطی اینطوری جواب میده: خوبم شما چطورید؟

همینجاس که مردم یکی از بهترین فرصت هاشونو از دست میدن.

از حالا به بعد تمرین کن که به جای احوالپرسی متقابل، خودی نشون بدی. مثال:

رییس: حالت چطوره؟

شما: خوبم ممنون. با پیشرفت هایی که روی پروژه X داشتیم خیلی هیجان زده شدم. از اون چیزی که فکر میکردیم داره بهتر پیش میره. ممکنه X  ملیون سود برامون داشته باشه که برد بزرگیه واسه شرکته.

 

اگه دیدی به حرفات علاقه نشون داد، ازش درمورد هدفایی که واسه آینده داره بپرس. اینطوری به عنوان یه متحد که کارشو خیلی جدی میگیره تو ذهنش حک میشی.

هدف این نیست که خیلی زور بزنی و وانمود کنی. باید رفتارت جوری باشه انگار واقعا به کار اهمیت میدی.

اگه رو پروژه ای هم کار نمیکنی ایرادی نداره. همینکه شور و علاقتو به شرکت و شغلت نشون بدی کافیه و میری تو قلب رییس.

 

نکته طلایی: جایی وایسا که آدمای کله گنده رد میشن و جلب توجه کن

اگه آدم خجالتی هستی و نمیتونی سر صحبتو باز کنی بهترین روش اینه که یه کاری انجام بدی تا توجه بقیه بهت جلب بشه و اونا بیان سمتت واسه حرف زدن. نیازی نیست کار خفنی هم بکنی. درست کردن یه چایی تو آشپزخونه کفایت میکنه.

به علاوه اینطوری یه بهونه ای هم داری که وقت بیشتری رو در اون مکان صرف کنی که خیلی به شبکه سازی کمک میکنه.

 

نکته طلایی: تو صف واینسا

آدمایی که زیادی تو صف ابسرد کن یا آبدارخونه وایمیسن، شبیه کسایی به نظر میرسن که دارن از زیر کار در میرن.

رییس از این رفتار خوشش نمیاد. یا وقتی برو که فرد مهمی هم رفته باشه یا وقتایی برو که هیچکس اونجا نیست.

 

اگه تازه کاری برخوردهای تصادفی رو جدی بگیر

برخورد های شانسی رو دستکم نگیر. اگه در جایگاهی هستی که خیلی تو چشم نیست، تنها راهی که میتونی واسه خودت اسم و رسمی دست و پا کنی و باعث بشی بالادستی ها درموردت حرف بزنن، همین برخورد های تصادفیه.

تقریبا نصف طرز فکری که رییس در موردت داره از برخوردهای تصادفی به وجود میاد. اگه آدمی هستی که جایگاه چشمگیری نداره تاثیرش بیشتر هم میشه.

 

 

استراتژی های خود ترفیعی

  1. جلب توجه با تلفن

قبلا گفتم که وقتی منتظر فرصت مناسب هستید میتونید از تلفن استفاده کنید. ولی من یه جای دیگه هم از تلفن استفاده میکنم. وقتایی که میخوام توجه جلب کنم. با لهجه حرف زدن یا اشاره کردن با سر و دست همیشه توجه خانم ها رو جلب میکنه.

تو هم میتونی این روشو در محل کارت اجرا کنی. وقتی از دور میبینی یه آدم مهم داره نزدیک میشه به جای اینکه سیگار بکشی یا تو ساختمون ول بگردی، یه گوشی بذار دم گوشت و وانمود کن داری کاری انجام میدی که مربوط به بیزینسه. هم چنین میتونی از این فرصت برای پاچه خواری غیرمستقیم هم استفاده کنی. مثال:

(تظاهر میکنی کسی پشت خطه و داری باهاش حرف میزنی)  “میدونی که شرکت ما سابقه خوبی داره چون همیشه از ارزش هامون حمایت میکنیم. رقابت چیز خوبیه اما من فقط وقتی واقعا خوشحال میشم که مشتری راضی باشه. ”

 

فقط حواست باشه گوشیتو رو سایلنت بذاری. چون اگه در این حین کسی زنگ بزنه بهت دیگه نمیشه جمعش کرد.

 

  1. مقدمه چینی کن

وقتی یه ایده داری و بدون مقدمه بیانش میکنی، داری هوش و ذکاوتت رو حروم میکنی. به تفاوت ۲ تا جمله زیر دقت کن:

 

“میتونیم با فلان دستگاه کار کنیم. شرکتی که من قبلا توش کار میکردم از همین روش استفاده کرد.”

 

“خب رفقا. حرفاتون رو شنیدم. و به نظرم منطقیه. ولی من یه ایده ای دارم. نظرتون چیه به جای اینکه کسیو استخدام کنیم تا این کارو انجام بده خودمون انجامش بدیم. منظورم اتوماسیونه. دیگه نه وقتمون تلف میشه نه خطای انسانی داریم. به این صورت که …”

 

الان دیگه همه سرا پا گوشن. و یادشون میمونه کسی که راه حل داد تو بودی.

 

نکته طلایی برای خانم ها: وقتی کسی ازتون تعریف میکنه تعریفش رو به خودش برنگردونین

تحسین شدن شما رو در زنجیره قدرت میاره بالا.

به همین خاطر خانم هایی که با فرهنگ سرکوب و مردم سالاری بزرگ شدن، وقتی ازشون تعریف میشه یا تحسینشون میکنن، حس خوبی بهشون دست نمیده و سعی میکنن این تعریف رو به خود طرف برگردونن یا به حداقل برسوننش.

مثلا میگن “کار خاصی نبود، فلانی همه کارا رو انجام داد.” یا ممکنه بحث رو بلافاصله عوض کنن. مثلا: “تو هم رو پروژه خودت عالی عمل کردی”

خوبه که تقدیر ها و تحسین هایی که ازت میشه رو با بقیه افراد تیمت تقسیم کنی، گاهی اوقات بهترین کار هم همینه، اما خانم ها باید حواسشون باشه که تو این مورد زیاده روی کنن. بخصوص اگه طرف مقابل مرد باشه. چون اینطوری ضعیف به نظر میرسن. بهترین راه اینه که تقدیر ها رو بین گروهت تقسیم کنی اما یه کمش رو هم برای خودت نگه داری.

مثلا بگی: “ممنونم. تیممون کارش حرف نداشت. از اون چیزی که فکر میکردیم سختتر بود. شبانه روزی براش کار کردیم. هم من هم بچه ها. و خوشحالم که به نتیجه رسیدیدم.”

 

 

  1. پای تخته وایسا

وقتی پای تخته وایمیسی حس مالکیت رو به بقیه القا میکنی. این طوری تاثیر حرفات بیشتر میشه و اعضای تیم راحتتر قبول میکنن.

هر موقع حس کردی ایده خفنی داری، یا حرفی که زدی نیاز به توضیح بیشتر داره یا باید شکلی براش رسم کنی، از این فرصت استفاده کن و برو پای تخته سفید.

حتی اگه حرفت رو قبول نکردن، حداقل به بقیه نشون دادی که توانایی رهبری داری. چون جرئتشو داشتی که بیای بالا و جلوی جمع صحبت کنی.

یه نکته طلایی کوچیک هم بهتون بگم. اگه میخوای از این تکنیک استفاده کنی وقتی میای پای تخته، به نوشته های روی کاغذ نگاه نکن. اینطوری توجه حضار رو از دست میدی.

 

 

  1. اولین کسی باش که تشویق میکنه (و سوال میپرسه)

این تکنیک رو خودم شخصا بارها و بارها تو زندگیم اجرا کردم.

از بین آدمایی که به سمینار و سخنرانی میان، تعداد خیلی کمشون واسه گوش کردن اومدن و همینا هستن که تو حرفشون موفق میشن. اکثرشون یا واسه کیک و ساندیس اومدن یا دختربازی. اینا تو شغلشون هیچ پیشرفتی نمیکنن. پس باید یه جوری نشون بدی که جز دسته اولی.

همه رییس ها مثل همن. همشون دنبال اینن حضار براشون کف بزنن و ازشون حمایت کنن. حتی اگه رییست یه آدم ماکیاولیست باشه و بخش احساسی کار براش مهم نباشه، باز هم دنبال اینه که براش کف بزنن و هل بکشن. چرا؟ چون اینطوری نشون میده خواهان و مرید داره.

پس وقتی یه آدم کله گنده داره سخنرانی میکنه:

  1. سعی کن در ردیف های جلویی بشینی
  2. ازشون سوال بپرس. سوالایی که حس خوبی بهشون منتقل میکنه.
  3. اولین کسی باش که کف میزنه.
  4. وقتی سخنرانی تموم شد برو سمتشون و تشکر کن.
  5. در آخر هم دوباره چند تا سوال دیگه بپرس درمورد چیزایی که تو سخنرانی گفتن.

 

  1. اجازه بده آواز موفقیتت از زبون بقیه بیاد بیرون

این شاید آسونترین، کارآمد ترین و باکلاس ترین راه خودترفیعی باشه. به طور کلی هرچی بیشتر با مردم پایه دوستی بچینی، بیشتر درموردت چیزای خوب میگن. (یکی دیگه از دلایلی که باید صمیمیت رو با قدرت ترکیب کنی)

اسپانسرها، اساتید، متحد ها و دوستان، کسایین که اواز موفقیتت رو بلندتر از بقیه میخونن.

  1. استراتژی های کار در خانه

اگه نمیخوای پیشرفت کنی تو خونه کار کن. اما اگه میخوای رهبر باشی، اگه میخوای رییس باشی، مجبوری بیرون از خونه با آدمای سطح بالا سرو کله بزنی.

زیادی تو خونه کار کردن باعث سقوط میشه. چون از دید خارج میشی. به علاوه وفاداری و انگیزه به کارت هم زیر سوال میره. اما خب راه هایی هم هست که میتونی این ضرر ها رو به حداقل برسونی.

یکی از این پیشنهادات رو انجام بده:

 

  1. هر هفته یه زمانی رو مشخص کن تا با رییست حرف بزنی: هرچی خبر خوب هست رو باید اینجا بهش بگی. و اینکه چقدر سخت کار کردی. هدف فقط این نیست که از کارایی که کردی صحبت کنی بلکه هدف حفظ و زنده نگه داشتن رابطه با رییسه.
  2. با همکارات توی شرکت در تماس باش: تا هم بهشون بگی قراره چیکار کنی و هم از اوضاع شرکت خبردار شی.
  3. سه تا از تاثیر گذارترین افراد شرکت رو انتخاب کن و حداقل ماهی یه بار باهاشون قرار ملاقات بذار: مثلا واسه ناهار
  4. مراسم و جشن های شرکت رو از دست نده: حتی اگه قراره از آخر هفته و تعطیلاتت بزنی اینکار رو بکن.
  5. هر چند وقت یه بار به رییس پیام بده: برای اینکه از دید رییس خارج نشی هر چند وقت یه بار بهش پیام بده. تعداد پیام هات باید بیشتر از اون مقداری باشه که وقتی توش شرکت بودی میزدی. هر پیامی که براش میاد یه یادآوریه که تو هنوز وجود داری و داری توی خونه وظایفت رو به درستی انجام میدی. البته خیلی نباید زیاده روی کنی.

 

  1. خودت رو با رییست وفق بده

خود ترفیعی اگه کم باشه ضررش به خودت میرسه. اگه زیاد هم باشه رییست عصبانی میشه.

واسه همینم خیلی مهمه که خودت رو با رییست در کمیت و نوع خودترفیعی تطبیق بدی.

اینجاست که درک سیاسی اهمیت پیدا میکنه. به قول معروف وقتی تو روم هستی کاریو بکن که رومیا انجام میدن. اگه رییست بیش از حد خودترفیعی نمیکنه توهم نباید بکنی.”

این یکی از اشتباهاتی بود که با رییس اولم مرتکب شدم. این همیشه سرش تو لاک خودش بود و بی سرو صدا. ولی من نقطه مقابلش بودم. وقتی شروع کرد منو به چشم یه آدم مغرور ببینه نه تنها کمکم نکرد بلکه نظرش رو با بقیه هم به اشتراک گذاشت و برام خیلی گرون تموم شد.

اما رییس بعدیم که ادم خوش مشربی بود، هرچی بیشتر خودمو نشون میدادم، با اشتیاق بیشتری درموردم حرف میزد و به شبکه سازیم خیلی کمک کرد.

نکته های اضافی

  • مهمونی های شرکت رو از دست نده: شرکت نکردن در این مهمونی ها یعنی یا به شرکت احساس تعلق نداری یا میخوای بزنی بیرون.
  • اضافه کاری کن: بخصوص اگه رییست هم این کار رو انجام میده.
  • خودتو تو خبرنامه شرکت جا بده: با نیروهایی که در بخش ارتباطات هستن رفیق شو و هر وقت تونستی اسمت رو بنداز تو خبرنامه شرکت.
  • تو شبکه های مجازی موفقیت هات رو پست کن و شرکت رو زیرش تگ کن.
  • همیشه پست های رییس و بالادستی ها رو لایک کن و به اشتراک بذارشون.
  • وقتی خواستی با یه آدم کله گنده سر صحبت رو باز کنی درمورد نقطه های اشتراکتون حرف بزن: درمورد کسایی که میخوای ملاقاتشون کنی تحقیق کن، سابقشون رو دربیار و وقتی میخوای باهاشون حرف بزنی، نقاط اشتراکتون رو پیش بکش.
  • وقتی رییست ازت میخواد کاری انجام بدی و وقتش رو نداری، ازش بپرس کدوم یکی از کارها رو کنسل کنم: این خیلی بهتره تا اینکه بگی نه یا سرم شلوغه. چون هم شبیه کسی میشی که از زیر کار درمیره هم صلاحیت رییست رو زیر سوال بردی. در عوض بهش نشون بده که روی چه چیزایی داری کار میکنی و ازش بخواه که کدوم رو کنسل کنم و اولویتش رو بیارم پایین. اینطوری هم به رییست قدرت دادی هم خودت رو آدمی نشون دادی که علی رغم مشغله زیاد بازهم میخواد به شرکت سود برسونه.